خرید بک لینک

کاش همه چیز عادی بود و مثل الان پشت در مسجد واستاده بودم.

چقدر این اعتکاف رو لازم داشتم.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: سه شنبه 26 فروردين 1399 ساعت: 10:50

این روزا که گذشت دلم یه حرم امام رضای طولانی میخواد. صبح برم غروب برگردم طوری. سر بذارم رو مرمرهای خنک و تسبیح رو بین انگشتام بچرخونم.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: سه شنبه 26 فروردين 1399 ساعت: 10:50

۱. تلویزیون روشنه و نهار درست میکنم. ۲. شبکه سه برنامهای نشون میده که یک گروه جهادی تو تهران آبمیوه طبیعی تولید میکنن و میفرستن واسه کادر درمان بیمارستانا. ۳. یه پرچم قرمز رنگ روش نوشته : یا زینب .

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: سه شنبه 26 فروردين 1399 ساعت: 10:50

دیشب خواب خیلی عجیب دیدم. باید بین یک سری شکنجه یکی رو انتخاب میکردم. یکیش مطمئنم خفه شدن بود. شمشیر دادن بهم. مثه تو فیلما. مثه ساموراییها. گفتن باید فرو کنی تو بدنت. نمیخواستم. اما انگار داشتند به

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: سه شنبه 26 فروردين 1399 ساعت: 10:50

۱. بچه که بودم چادر نماز مامان رو میپیچیدم دکلته طور دور خودم ، دنباله بلندش روی زمین و از سه پله هال که به طرز شگفت آوری در خیالم پلکانی بلند با صدها پله بود به سبکی باد خرامان، علیرغم کفش های پاشنه

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدریان تاريخ: سه شنبه 26 فروردين 1399 ساعت: 10:50

صفحه بندی